

رزم آور نور هرگز سپاس مندی را از یاد نمی برد. هنگام نبرد فرشتگان یاری اش می رسانند؛ نیروهای آسمانی هر چیز را بر جای خود می نهند، و او را اذن می دهند تا بهترین ِ خویش را عرضه دارد.
یاران می گویند: "بخت با تو چه یار است!"
و رزم آور گاه بسیار فراتر از ظرفیت خویش به دست می آورد.
پس، شامگاه به زانو در می آید و ردایی را می ستاید که پیرامون او، پشتیبان اوست.
لیک، سپاس مندی او، تنها به جهانِ روح بسنده نیست؛ او هرگز یاران را از یاد نمی برد، چرا که در میدان نبرد، خون آنان با خون او می آمیزد.
رزم آور، نیاز ندارد یاری دیگران را به یادش آورند؛ او خود به یاد دارد، و در پادافره خویش با دیگران سهیم می شود.
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تمام راه های جهان به قلب رزم آور ختم شود؛ رزم آور، بدون درنگ، در رود ِ شوریدگی ِ جاری در سراسر زندگی اش، شیرجه می رود.
رزم آور می داند در گزینش خواسته اش آزاد است؛ شجاعانه، مستقل، و گاه اندکی با جنون، تصمیم می گیرد.
هوس های خویش را قدر می نهد و لذت های پر شور خویش را. می داند نیازی به پس زدن شوق فتح نیست، که فتح بخشی از زندگی است و مایه ی شادی هر آن کس که در آن حضور دارد.
لیک هرگز چشم انداز امور پایدار را نادیده نمی گیرد، و نیز پیوندهایی را که کهنگی زمان پدید آورده و استحکام بخشیده است.
رزم آور گذرا را از ماندگار تشخیص می دهد.
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
رزم آورنور تنها به نیروی خویش بسنده نمی کند، پس، از نیروی هماورد نیز بهره می جوید.
تنها سلاحش در آغاز نبرد، شیفتگی اش است و فنونی که آموخته است. هر چه نبرد اوج می گیرد، بیش تر پی می برد که برای پیروزی، شیفتگی و آموزش کافی نیست: او را تجربه باید.
پس دل خویش به روی کیهان می گشاید و از خدا الهام می خواهد؛ تا هر ضربه ی دشمن، برای او درسی از دفاع باشد.
یاران می گویند: "چه موهوم پرست! برای نیایش، از جنگ دست کشیده، و او فنون هماوردش را قدر می نهد!"
رزم آور نور در برابر این نکوهش ها خاموش است. می داند بی قدرت الهام و تجربه، تمام آموخته هایش بی ثمر است.
هر رزم آور نور پيش از اين
از ورود به نبرد ترسيده.
خيانت و دروغ ديده.
ايمانش را به آينده از دست داده.
به راهي گام گذاشته كه راه او نبود.
به خاطر مسايل بي اهميت رنج كشيده.
شك كرده كه رزم آور نور نيست.
در اجراي تعهدات روح خويش شكست خورده.
گفته آري حال آن مقصود وي نه بوده.
رنجانده كسي را كه دوستش داشته.
براي همين رزم آور نور است;همهي اينها را تاب آورده,
اما اميدش را به بهرورزي از دست نداده.
(( پائولو كوئليو))
| ◄ بررسي و نقد انديشههاي پائولو كوئيلو بر اساس تعاليم پيامبر اعظم(8) | ||||
مقاله حاضر به بررسی و نقد انديشههاي پائولو كوئيلو بر اساس تعاليم پيامبر اعظم می پردازد. در بخش های قبلی این مقاله شش محور اساسی اندیشه ی كوئيلو مورد بررسی قرار گرفت. همچنین محور های اول و دوم اندیشه كوئيلو با استفاده از تعالیم نبوی مورد ارزیابی قرار گرفت. در این بخش ادامه نقد محور دوم و همچنین نقد محور سوم اندیشه های کوئیلو ارائه می گردد. | ||||
| ||||
|
· بهشت فراموشي در بازي دنيا توصية بسيار خوب كوئيلو اين است كه روياهاي خود را باور كنيد و تا دستيابي به آنها دست برنداريد. اما او به اين سخن خود وفادار نيست و روياي اساس بشر براي رسيد به زندگي خالي از هر گونه رنج و اندوه و نگراني را نديده گرفته و از ياد برده است. كوئيلو مي گويد دنيا را با شور انگيز ترين لحظاتي كه مي توانيد داشته باشيد بگذرانيد. اما اين دنيايي است كه هيچ كس بدون رنج و غصه در آن زندگي نمي كند و هر كس خستگي و نا رضايتي و ناكامي را در روزهايي از زندگي و ساعاتي از روز تجربه مي كند. از اين روست كه رنج و افسردگي و نااميدي و ناكامي را هم واقعيات زندگي شمرده و توصيه مي كند كه آن ها را بپذيريد و خيالتان آسوده باشد كه همه اين مشكلات را دارند.
|
پائولو عشق را حقيقي الاهي و پايدار معرفي ميكند اما در نهايت به صورت هوسهاي پايدار بروز ميكند. و آن طور كه در زهير و كنار رود پيدار تصريح ميكند. با بيان نمادين مردها ميروند و عشق ها ميمانند. نشان ميدهد كه مورد عشق ميتواند در حال تغيير و گذار باشد و چه بسا براي باقي بودن شور و هيجان زندگي كه خواستـة نهايي اوست بايد اين موارد را نوبهنو كرد تا ملالت و افسردگي نياورد.